
حرارت خورشید همه جا را پر کرده ، لهیب سوزانی از
زمین کربلا بلند می شود، در صف در مقابل یک دیگر صف
آرایی کرده اند حق و باطل ، کفر و ایمان ، ظالم و مظلوم.
از یک طرف صدای عربدة دیو صفتان گمراه و ددمنشان بگوش
می رسد کح حُبّ جاه و مقام و عشق مال و منال چشم و
گوش جان آنها را کوروکر نموده و در مقابل امام زمانشان قرار گرفت
از طرف دیگر صدای مردانی بگوش میرسد که
در این گیر و دار که خاندان نبوت در محاصره هزاران گرگ
خونخوار قرار گرفته صدای العطش اطفال معصوم و فرزندان
پیامبر بلند است، و هر لحظه جنازه شهیدی را می آوردند
در این هنگام ، ابوثمامه صیداوی که نامش عمروبن عبدالله است
چون دید وقت زوال ظهر است.
به مولایش حسین (ع) عرض کرد :
جانم به قربانت اینها آماده جنگند و من تا کشته نشوم
حضرت رو به آسمان کرده برایش دعا کرد و فرمود:
خداوند ترا از نمازگزاران قرار دهد آری اکنون اول وقت نماز است
حصین ابن نمیر فریاد زد که نماز شما مقبول درگاه خدا نیست!
حبیب ابن مظاهر فرمود: ای غدّار نماز پسر
آنگاه بر او حمله کرد و با ضربتی او را از مرکب به زمین
تا نماز خود به پا دارد امام پیش مردانش بصف اندر شدند
در مسیر بارش طوفان تیر پیش پایش لاله گون پر پر شدند
روایت شده که سعیدبن عبدلله حنفی در پیش روی
آحضرت ایستاد و خود را هدف تیر نموده بود و هرکجا آن
حضرت به راستو چپ حرکت می کرد در پیش روی آن
حضرت بود تا روی زمین افتاد و در این حال می گفت:
خدایا لعن کن این جماعت را لعن عاد و ثمود .
ای پروردگار من سلام مرا به پیغمبر خود برسان و ابلاغ کن او ار آنچه به من رسید.
از جراحت زخم زیرا قصد من نصرت و یاری فرزندان پیغمبر توست
این بگفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
" برگرفته از کتاب بحارجلد 45 ص 21 "
منبع مطلب: http://www.worldprayer.ir/post/217
برچسب ها :